هوش مصنوعی در شهر؛ از شعار تا اجرای واقعبینانه برای حل مسائل واقعی
راستش را بخواهید چند وقت پیش که برای رویداد ایدهشو به دانشگاه هنر اصفهان دعوت شدم با خودم فکر میکردم که باز هم قرار است با یک سری ایدههای فانتزی و تئوریهای قشنگ دانشگاهی روبرو شوم که احتمالاً فرسنگها با کف بازار و واقعیتِ مدیریت شهری فاصله دارند.
اما وقتی وارد فضا شدم و گفتگوها شکل گرفت دیدم موضوع خیلی جدیتر از این حرفهاست و ما واقعاً در یک نقطه حساس ایستادهایم. بحث هوش مصنوعی در شهر دیگر آن موضوعات لوکس و مقالات علمی نیست که فقط برای همایشها خوب باشد بلکه الان دقیقاً داریم درباره سهم ما از آینده حرف میزنیم و اینکه چقدر قرار است از دنیا عقب بمانیم یا چقدر جسارت داریم که قواعد بازی را عوض کنیم.
چالشهای هوش مصنوعی در مدیریت شهری؛ از انکار تا واقعیت
توی این سالها که در پروژههای مختلف با اصناف و بخشهای مختلف درگیر بودهام یک چیزی را خوب فهمیدم و آن هم این است که ما معمولاً در مواجهه با فناوریهای جدید دو تا واکنش تکراری داریم: یا کلاً انکارش میکنیم و میگوییم اینها برای ما زود است؛ یا اینکه آنقدر درگیر اسمهای دهانپرکن میشویم که یادمان میرود اصلاً قرار بود کدام درد را درمان کنیم.
در رویداد هوش مصنوعی در شهر هم دقیقاً همین حس را داشتم. آنجا از یک طرف دانشجوهایی را میدیدم که با شور و شوق از الگوریتمها و شهرهای هوشمند حرف میزدند و از طرف دیگر وقتی به واقعیتِ خیابانها و مدیریت سنتیمان نگاه میکردم میدیدم چقدر راه نرفته داریم. مسئله اصلی اینجاست که هوش مصنوعی معجزه نمیکند بلکه فقط یک ابزار است برای کسی که میداند دقیقاً چه مشکلی را میخواهد حل کند.
زیرساخت داده؛ اولین گام برای هوشمندسازی شهر
ببینید واقعیت این است که شهر امروز ما یک موجود زنده و به شدت پیچیده است که دیگر با اکسلهای دستی و گزارشهای کاغذی و تصمیمهای سلیقهای مدیریت نمیشود. ما ترافیک داریم، آلودگی داریم، مصرف انرژیمان سر به فلک کشیده و خدمات شهریمان هم که همیشه یک قدم عقبتر از نیاز مردم است.
هوش مصنوعی دقیقاً همینجا وارد میشود تا به ما بگوید چطور از این حجم عظیم دادهای که هر روز تولید میشود استفاده کنیم تا تصمیمهای درستتری بگیریم. اما مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که ما هنوز زیرساختِ درستدرمانی برای داده نداریم. ما از هوش مصنوعی حرف میزنیم اما هنوز سیستمهای پایهایمان به هم وصل نیستند و هر بخش دارد راه خودش را میرود.
برای هوشمندسازی شهر و استفادهی بهینه از تکنولوژی، نیاز به مشاور دارید؟
اگر در مدیریت شهری یا پروژههای مرتبط با شهر هوشمند فعالیت میکنید و به دنبال راهکارهای عملی برای حل چالشهای واقعی هستید، بهتر است با نگاهی سیستماتیک، از ظرفیتهای هوش مصنوعی بهره ببرید.
09135608560تغییر ذهنیت مدیریتی؛ فراتر از سنسور و الگوریتم
من در صحبتهایم در دانشگاه هم به این نکته اشاره کردم که قبل از اینکه به فکرِ زدنِ سنسورهای فوق پیشرفته به در و دیوار شهر باشیم باید به فکر تغییر ذهنیتِ مدیریتی باشیم. تحول دیجیتال قبل از اینکه یک موضوع فنی باشد یک موضوع انسانی است.
اگر مدیر ما هنوز فکر میکند که تجربه شخصیاش از تحلیلِ دادههای دقیق معتبرتر است خب بهترین هوش مصنوعی دنیا را هم که به او بدهید باز هم همان راه قدیمی را میرود. ما باید یاد بگیریم که به عدد و رقم اعتماد کنیم و اجازه بدهیم سیستمها بر اساس الگوهای واقعی برای ما مسیر را روشن کنند نه بر اساس حدس و گمان.
تضاد نگاه آکادمیک و نیاز بازار؛ پل اجرای ایدهها
نکته دیگری که توی این رویداد خیلی برایم پررنگ شد تضاد بین نگاه آکادمیک و نیاز بازار بود. دانشگاه ایده میدهد که خیلی هم عالی است اما این ایدهها باید در ظرفِ اجرا ریخته شوند. شهر یک آزمایشگاه نیست که اگر پروژهای شکست خورد بگوییم فدای سرتان. شهر جای زندگی آدمهاست و هر تصمیمی هزینههای سنگینی دارد.
برای همین من همیشه معتقدم که باید یک پل محکم بین این ایدههای نوآورانه و تیمهای اجرایی ساخته شود. ما به آدمهایی نیاز داریم که هم هوش مصنوعی را بفهمند و هم بلد باشند با چالشهای بروکراسی و محدودیتهای منابع دست و پنجه نرم کنند.
هوشمندسازی یعنی سادهسازی، نه اختراع چرخ!
یک جای کار که همیشه میلنگد اینجاست که ما فکر میکنیم برای هوشمند شدن باید چرخ را از اول اختراع کنیم یا حتماً پروژههای میلیاردی تعریف کنیم در حالی که خیلی وقتها هوشمندسازی یعنی سادهسازی. یعنی اینکه چطور با همین ابزارهای موجود و با یک نگاه سیستمی کاری کنیم که مردم کمتر در ترافیک بمانند یا کارهای اداریشان را سریعتر انجام دهند.
هوش مصنوعی در شهر یعنی اینکه شهر بتواند خودش را با نیاز شهروندش تطبیق بدهد نه اینکه شهروند مجبور باشد زندگیاش را با ناهماهنگیهای شهر تنظیم کند.
نتیجهگیری؛ گره زدن دانش نسل جدید با تجربه اجرا
در نهایت حضور در این رویداد در دانشگاه هنر اصفهان برای من یک پیام روشن داشت و آن هم این بود که نسل جدید خیلی جلوتر از ساختارهای فعلی ماست. اینها هوش مصنوعی را بلدند با آن زندگی میکنند و ایدههای نابی دارند اما چیزی که کم دارند آن تجربهِ میدان و فهمِ دقیقِ مسئلههای واقعی است.
اگر ما بتوانیم این دو تا را به هم گره بزنیم یعنی شور و دانش این نسل را در کنار تجربه و امکانات اجرایی قرار بدهیم آن وقت میتوانیم امیدوار باشیم که شهر هوشمند دیگر فقط یک شعار در بنرهای شهرداری نباشد.
سال ۱۴۰۳؛ سال تعیینکننده برای آیندهی شهر هوشمند
من فکر میکنم سال ۱۴۰۳ و سالهای بعد از آن سالهای تعیینکنندهای برای ما هستند. دیگر زمانِ آزمون و خطا تمام شده و رقابت بین شهرها بر سر این است که کدام یک میتوانند هوشمندتر و بهینهتر اداره شوند.
اگر ما امروز به فکر تغییر ذهنیت مدیران و ایجاد زیرساختهای دادهمحور نباشیم فردا باید هزینههای خیلی سنگینتری بابت ناکارآمدیهایمان بدهیم. هوش مصنوعی یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار است برای هر کسی که میخواهد در دنیای جدید دوام بیاورد.
پویافراز؛ استفاده از تکنولوژی برای حل مسائل واقعی
خلاصه اینکه نشست هوش مصنوعی در شهر برای من فقط یک جلسه سخنرانی نبود بلکه یک تلنگر بود که چقدر کارهای انجام نشده داریم و چقدر پتانسیل در این شهر وجود دارد که معطلِ یک نگاه سیستمی و مدرن مانده است. امیدوارم این مدل رویدادها خروجیهای واقعی داشته باشند و فقط به عکسهای یادگاری ختم نشوند چون شهر ما بیشتر از ایده به اجرا نیاز دارد و بیشتر از حرف به سیستمهای هوشمندی که واقعاً کار کنند و باری از دوش مردم بردارند.
ما در مجموعه پویافراز هم همیشه سعی کردیم همین نگاه را داشته باشیم یعنی استفاده از تکنولوژی برای حل مسائل واقعی نه فقط برای نمایش. مسیر سختی است اما تنها راهی است که به توسعه واقعی ختم میشود.